طراحی ساختار سازمانی؛ چطور بهترین چارت را برای شرکت پیاده کنیم؟

طراحی ساختار سازمانی و چارت سازمانی | مشاوره و بازطراحی

فهرست مطالب

طراحی ساختار سازمانی؛ چطور بهترین چارت را برای شرکت پیاده کنیم؟

اگر تا امروز چارت سازمانی شما فقط یک شکل زینتی روی دیوار بوده، وقتش رسیده نگاه دیگری به آن داشته باشید. ساختار سازمانی تعیین می‌کند تصمیم کجا گرفته می‌شود، اطلاعات چگونه جریان پیدا می‌کند و هر فرد در قبال چه چیزی پاسخگو است. یک چارت درست، سرعت تصمیم‌گیری را بالا می‌برد و یک چارت اشتباه، حتی خوب ‌ترین استراتژی را هم کند می‌کند.

در این مقاله از مرکز مشاوره مدیریت ماهان، در کنار معرفی انواع ساختار و نکات پیاده سازی بهترین چارت برای سازمان شما، به دو سؤال عملی می‌پردازیم: چطور از یک ساختار سنتی به یک مدل چابک عبور کنیم و با مقاومت کارکنان در برابر این تغییر چه کنیم.

اهمیت ساختار سازمانی در چابکی

ساختار سازمانی مسیر گردش تصمیم و اطلاعات را در سازمان مشخص می‌کند. وقتی این مسیر طولانی یا نامشخص باشد، حتی یک تصمیم ساده هم چند روز طول می‌کشد تا از یک واحد به واحد دیگر برسد. چابکی سازمانی یعنی توان پاسخ سریع به تغییر بازار، بدون از دست دادن هماهنگی بین واحدها.

این توان معمولاً از دو عامل ساختاری می‌آید: نزدیک بودن تصمیم‌گیرنده به داده واقعی، و وجود مسیر ارتباطی کوتاه بین تیم‌های مرتبط با هم. برای نمونه، فرض کنید تیم فروش برای اعلام یک تخفیف مشخص باید از مدیر فروش، مدیر مالی و مدیرعامل تأیید بگیرد. اگر چنین تصمیم‌هایی در شرکت زیاد تکرار شود، مسئله لزوماً کمبود نیرو نیست، بلکه معمولاً نشانه‌ای است از اینکه اختیار و مسئولیت به ‌درستی در چارت توزیع نشده‌اند.

ساختار مناسب باید میان مسئولیت، اختیار و پاسخگویی تناسب ایجاد کند. فرد یا واحدی که مسئول نتیجه یک فعالیت است، باید اختیار کافی برای تصمیم‌گیری درباره همان فعالیت را هم داشته باشد.

انواع ساختارهای رایج

یک چارت سازمانی واحد هیچوقت برای تمامی شرکت ها به یک اندازه مناسب نیست. ساختاری که برای یک شرکت تولیدی بزرگ کار می‌کند، همان ساختار برای یک شرکت خدماتی در حال رشد می‌تواند لایه‌های مدیریتی اضافه ایجاد کند. در انتخاب ساختار مناسب باید اندازه سازمان، تنوع محصولات و خدمات، جغرافیای فعالیت، سطح تخصصی بودن کارها، مدل تصمیم‌گیری و میزان وابستگی واحدها به یکدیگر بررسی شود.

چهار الگوی رایج برای طراحی ساختار سازمانی وجود دارد که هر کدام مزیت و محدودیت خودشان را دارند. در جدول زیر تفاوت اصلی این چهار الگو را در یک نگاه بررسی می‌کنیم.

نوع ساختارتمرکز تصمیمسرعت تصمیم‌گیریمناسب برایچالش اصلی
وظیفه‌ایدر رأس هر واحد تخصصیمعمولاً کند در تصمیم‌های میان‌واحدیسازمان با محصول یا خدمت محدود و پایدارهماهنگی ضعیف بین واحدها
ماتریسیتقسیم‌شده بین مدیر وظیفه‌ای و مدیر پروژهمتوسط، وابسته به هماهنگی دو مدیرسازمان چندپروژه‌ای با منابع مشترکابهام در گزارش‌دهی و تعارض اختیار
تختنزدیک به تیم اجراییمعمولاً سریع در سطح تیمتیم‌های کوچک و استارتاپ‌هادشواری مدیریت با رشد تعداد نفرات
شبکه‌ایپخش‌شده بین گره‌های مستقل یا شرکای بیرونیوابسته به قرارداد و هماهنگی بین گره‌هاکسب‌وکار با بخش زیادی فعالیت برون‌سپاری‌شدهنیاز به هماهنگی و کنترل کیفیت بین‌سازمانی

ساختار وظیفه‌ای و ماتریسی

ساختار وظیفه‌ای، افراد را بر اساس تخصص در واحدهایی مثل فروش، مالی، تولید یا منابع انسانی گروه‌بندی می‌کند. این ساختار برای سازمان‌هایی که محصول یا خدمت محدود و پایداری دارند، هماهنگی خوبی در داخل هر واحد ایجاد می‌کند. ساختار ماتریسی، افراد را هم‌زمان زیر نظر یک مدیر وظیفه‌ای و یک مدیر پروژه قرار می‌دهد. این مدل برای سازمانی که چند پروژه هم‌زمان با منابع مشترک اجرا می‌کند کاربرد دارد، اما اگر نقش دو مدیر روشن تعریف نشود، تعارض اختیار به یک مسئله روزمره تبدیل می‌شود.

ساختار تخت و شبکه‌ای

ساختار تخت، لایه‌های مدیریتی بین تیم اجرایی و مدیر ارشد را کم می‌کند. این مدل در تیم‌های کوچک، سرعت تصمیم و حس مالکیت را بالا می‌برد، اما با رشد تعداد نفرات، هماهنگی بدون لایه‌های میانی دشوار می‌شود. ساختار شبکه‌ای، بخشی از فعالیت‌ها را به شرکا یا تیم‌های مستقل بیرون از سازمان می‌سپارد و هسته اصلی را کوچک نگه می‌دارد. این مدل انعطاف بالایی در مقیاس‌گذاری ایجاد می‌کند، اما کنترل کیفیت و هماهنگی بین گره‌های مختلف را به یک کار جدی تبدیل می‌کند.

عوارض ساختار ناکارآمد

ساختار ناکارآمد معمولاً خودش را در قالب یک بحران آشکار نشان نمی‌دهد، بلکه به شکل کندی روزمره دیده می‌شود. برای مثال تصمیم‌های ساده معطل امضا می‌مانند، مسئولیت یک اشتباه بین چند واحد پاسکاری می‌شود و اطلاعات مهم دیر به دست تصمیم‌گیرنده می‌رسد.

نشانه‌های رایج ساختار ناکارآمد معمولاً این شکل‌ها را دارند:

  • دوباره‌کاری بین دو یا چند واحد برای یک فعالیت مشخص
  • نبود مسئول روشن برای بسیاری از تصمیم‌های میان‌واحدی
  • جلسه‌های هماهنگی زیاد بدون خروجی مشخص
  • خروج نیروهای باتجربه به دلیل ابهام در مسیر رشد شغلی

این نشانه‌ها به‌تنهایی اشتباه بودن ساختار را نشان نمی‌دهند، اما وقتی چند مورد از آن‌ها هم‌زمان تکرار شود، بازطراحی چارت از یک انتخاب سلیقه‌ای به یک اقدام واقعی و ضروری تبدیل می‌شود.

عوارض ساختار ناکارآمد

مراحل بازطراحی چارت

بازطراحی چارت را نباید با حذف یا اضافه کردن پست‌های سازمانی آغاز کرد. قدم اول، شناخت وضعیت موجود (As-Is) است:

  • باید مشخص شود اکنون چه فعالیت‌هایی انجام می‌شود، هر فعالیت بر عهده چه کسی است
  • تصمیم‌ها چگونه گرفته می‌شوند
  • و چه نقاطی باعث توقف یا دوباره‌کاری می‌شوند

برای این کار می‌توان از مصاحبه با مدیران و کارکنان، بررسی فرآیندها، تحلیل شرح وظایف و ارزیابی مسیرهای گزارش‌دهی استفاده کرد. خروجی این مرحله باید تصویری روشن از فاصله میان ساختار رسمی سازمان و نحوه واقعی انجام کارها باشد. با همین تصویر، می‌توان وضعیت مطلوب (To-Be) را تعریف کرد و بازطراحی را در چند گام مشخص پیش برد:

  1. تعیین نیاز سازمان: مشخص کنید ساختار جدید قرار است چه مسئله‌ای را حل کند. کاهش لایه‌های مدیریتی، افزایش سرعت تصمیم یا پشتیبانی از توسعه کسب‌وکار می‌تواند هدف بازطراحی باشد
  2. تحلیل فرآیندها: فرآیندهای اصلی سازمان را بررسی کنید و نقاط تداخل، گلوگاه‌ها و وابستگی‌های میان واحدها را مشخص کنید
  3. تعریف نقش‌ها و مسئولیت‌ها: برای هر فعالیت مشخص شود چه واحد یا جایگاهی مسئول اجرا، تصمیم و پاسخگویی است
  4. طراحی مدل ساختاری: بر اساس ماهیت کسب‌وکار، مدل مناسب را انتخاب کنید. ممکن است ساختار وظیفه‌ای برای بخشی از سازمان و ساختار پروژه‌ای یا ماتریسی برای بخش دیگر کاربرد داشته باشد
  5. تعیین اختیارات و مسیر گزارش‌دهی: مشخص کنید هر جایگاه به چه کسی گزارش می‌دهد و برای چه تصمیم‌هایی نیاز به تأیید دارد
  6. طراحی چارت و شرح شغل: ساختار را به شکل نمودار سازمانی و شرح شغل‌های متناظر تبدیل کنید
  7. اجرای مرحله‌ای و ارزیابی: ساختار جدید را در عمل بررسی کنید. اگر پس از اجرا هنوز تصمیم‌ها در یک نقطه متوقف می‌شوند، ساختار نیاز به اصلاح دارد

نقشه فرآیندها و شرح شغلی

چارت سازمانی بدون شناخت فرآیندها ممکن است فقط یک تصویر مرتب از سازمان بسازد، بدون اینکه مشکل عملیاتی آن حل شود. برای نمونه، اگر فرآیند تأمین در عمل میان واحد خرید، مالی و انبار چند بار رفت‌وبرگشت داشته باشد، تغییر عنوان مدیران این واحدها به‌تنهایی مسئله را برطرف نمی‌کند.

نقشه فرآیندها نشان می‌دهد هر فعالیت از کجا شروع می‌شود، از دست چه کسی به دست چه کسی می‌رسد و در چه نقطه‌ای تمام می‌شود. در بازطراحی ساختار باید فرآیندهای اصلی کسب‌وکار ترسیم شوند و مسئولیت هر مرحله مشخص باشد.

شرح شغلی دقیق، مکمل همین نقشه است. هر پست باید مسئولیت، سطح اختیار، شاخص عملکرد و مسیر گزارش‌دهی روشنی داشته باشد تا در عمل مشخص شود چه کسی برای چه نتیجه‌ای پاسخگو است. به همین دلیل، طراحی ساختار سازمانی معمولاً در کنار معماری سازمانی و سیستم‌سازی معنا پیدا می‌کند. معماری سازمانی با ترسیم وضعیت موجود و مطلوب، امکان بررسی ارتباط میان استراتژی، فرآیندها، منابع انسانی و سیستم‌های سازمان را فراهم می‌کند.

گذر از ساختار سنتی به ساختار چابک چگونه انجام می‌شود؟

گذر از یک ساختار سنتی به یک مدل چابک، معمولاً با حذف یک‌باره لایه‌های مدیریتی جواب نمی‌دهد. هدف این است که تصمیم‌ها تا حد ممکن در سطحی نزدیک به محل اجرا گرفته شوند، بدون اینکه ابهامی در مسئولیت‌ها ایجاد شود. برای شروع، تصمیم‌های پرتکرار سازمان را شناسایی کنید و بررسی کنید چه سطحی واقعاً باید درباره آن‌ها تصمیم بگیرد. اگر مدیران ارشد درگیر تصمیم‌هایی هستند که می‌توانند به سطوح پایین سازمان واگذار شوند، همان‌جا نقطه شروع مناسبی برای چابک‌سازی است.

زمان تصمیم‌گیری، تعداد مراحل تأیید، تعداد ارجاع به مدیران ارشد و میزان دوباره‌کاری، چهار شاخصی هستند که وضعیت پیش و پس از تغییر را قابل مقایسه می‌کنند.

در این مسیر، لایه‌های مدیریتی یک‌باره حذف نمی‌شوند، بلکه اختیار تصمیم در حوزه‌های مشخص به تیم اجرایی واگذار می‌شود و مدیران میانی به‌جای نگرانی از حذف نقش خود، در قالب تسهیل‌گر یا مربی تیم تعریف می‌شوند. برای نمونه، یک سازمان تولیدی می‌تواند ابتدا فقط واحد توسعه محصول را به شکل یک تیم چابک با اختیار تصمیم‌گیری کامل بازطراحی کند. اگر این تیم در بازه سه تا شش ماه سرعت و کیفیت تصمیم را نشان دهد، مدل مشابه برای واحدهای دیگر هم تعریف می‌شود.

گذر از ساختار سنتی به ساختار چابک چگونه انجام می‌شود؟

مدیریت مقاومت کارکنان در تغییر ساختار

مقاومت در برابر تغییر ساختار معمولاً از ابهام سرچشمه می‌گیرد. اگر تغییر فقط از طریق یک نمودار جدید اعلام شود، همین ابهام گسترش پیدا می‌کند. کارکنان باید بدانند چرا ساختار تغییر کرده، نقش آن‌ها چه تغییری می‌کند، چه اختیاراتی خواهند داشت و معیار ارزیابی عملکردشان چیست.

شفافیت درباره دلیل تغییر، اولین قدم برای کاهش این مقاومت است. سازمان باید مشخص کند این بازطراحی چه مسئله واقعی را حل می‌کند و چرا ادامه وضعیت فعلی، برای رشد سازمان پاسخگو نیست. درگیر کردن مدیران میانی و افراد باتجربه در طراحی ساختار جدید، پیش از اعلام رسمی آن، نقش زیادی در کاهش مقاومت دارد. وقتی این افراد بخشی از تصمیم باشند، در مرحله اجرا هم به جای مانع، تسهیل‌گر تغییر خواهند شد.

آموزش، تعریف مجدد شرح شغل و همراهی در دوره انتقال هم بخشی از اجرای درست ساختار جدید است. سازمانی که فقط چارت را عوض می‌کند و کارکنان را در همین مسیر تنها می‌گذارد، معمولاً بعد از چند ماه به همان الگوی رفتاری قبلی برمی‌گردد.

چه زمانی شرکت به بازطراحی ساختار سازمانی نیاز دارد؟

اگر شرکت در حال رشد است و ساختار فعلی متناسب با رشد تعداد کارکنان و واحدها طراحی نشده، احتمالاً زمان بازنگری فرا رسیده است. ادغام یا تفکیک واحدها، ورود به بازار جدید، تغییر مدل کسب‌وکار و افزایش پروژه‌های بین‌واحدی هم می‌توانند نیاز به بازطراحی ایجاد کنند. گاهی بدون تغییر اندازه شرکت هم ساختار نیاز به اصلاح دارد. افزایش وابستگی به مدیرعامل، تعارض میان واحدها، مشخص نبودن مسئولیت‌ها و طولانی شدن مسیر تصمیم‌گیری از نشانه‌هایی هستند که باید جدی گرفته شوند.

ساختار سازمانی چگونه باید با فرآیندها و سیستم‌ها هماهنگ شود؟

ساختار سازمانی، فرآیندها و سیستم‌های اطلاعاتی سه بخش جدا از هم نیستند. اگر چارت جدید طراحی شود اما فرآیندها و نرم‌افزارهای سازمان بر اساس ساختار قبلی کار کنند، بخشی از همان مشکلات قدیمی دوباره ظاهر می‌شود. برای نمونه، اگر مسئولیت پیگیری سرنخ‌های فروش به یک واحد جدید منتقل شده باشد، باید در فرآیند فروش و CRM هم همین تغییر منعکس شود. در غیر این صورت، ساختار روی کاغذ عوض شده، اما سیستم اجرایی سازمان همچنان بر مبنای ساختار قبلی کار می‌کند.

ساختار سازمانی چگونه باید با فرآیندها و سیستم‌ها هماهنگ شود؟

جمع‌بندی: بازطراحی ساختار از کجا شروع می‌شود؟

ساختار سازمانی درست، ابزار زینتی نیست، بلکه مسیر واقعی تصمیم و اجرا در سازمان است. بازطراحی این ساختار از شناخت دقیق وضعیت موجود شروع می‌شود و با گذری مرحله‌ای، آرام‌آرام، به یک مدل چابک می‌رسد. اگر سازمان شما با کندی تصمیم، دوباره‌کاری بین واحدها یا مقاومت در برابر تغییر ساختار مواجه است، خدمات معماری سازمانی و سیستم‌سازی مرکز مشاوره ماهان می‌تواند این مسیر را همراه شما طراحی و اجرا کند. برای کسب مشاوره و ارتباط با کارشناسان مجرب تیم ماهان، همین حالا می‌توانید از طریق راه های ارتباطی موجود در سایت با ما تماس بگیرید. تیم مشاوره مدیریت ماهان از تحلیل وضعیت موجود تا آموزش تیم و بازبینی دوره‌ای، در کنار سازمان شما می‌ماند.

سوالات متداول درباره طراحی ساختار سازمانی

فرق ساختار سازمانی با نمودار سازمانی چیست؟
نمودار سازمانی فقط تصویر بصری چارت است. ساختار سازمانی مفهوم گسترده‌ای دارد و به توزیع اختیار، مسیر تصمیم‌گیری و ارتباط میان فرآیندها هم مربوط می‌شود. جایگاه افراد روی یک نمودار فقط بخش کوچکی از همین تصویر است.
بله، حتی یک تیم چندنفره هم به مشخص بودن مسئولیت و اختیار نیاز دارد. چارت رسمی در این مقیاس ساده است، اما جلوی سردرگمی درباره اینکه هر تصمیم را چه کسی می‌گیرد را می‌گیرد.
نمودار سازمانی فقط تصویر بصری چارت است. ساختار سازمانی مفهوم گسترده‌ای دارد و به توزیع اختیار، مسیر تصمیم‌گیری و ارتباط میان فرآیندها هم مربوط می‌شود. جایگاه افراد روی یک نمودار فقط بخش کوچکی از همین تصویر است.

نظر کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed